اقدامات اعتراضی تعدادی از بازاریان به روند افزایشی قیمت ارز و تأثیر منفی آن بر تجارت که به صورت آرام انجام و برای رساندن صدای کسبه و تجار به مسئولان به شکلی قانونی دنبال میشد، با ورود فرصتطلبانه جریانی مشکوک و اغتشاشگر وارد مرحله جدیدی شد که خشونت و تخریب را به عنوان ابزاری برای گسترش و تداوم به کار گرفت.
اجتماعات بازاریان به همان محدوده کسب و کارشان، یعنی بازار بوده و صرفاً تقاضای گفتوگو با مسئولان و شنیدن صدایشان را دنبال میکردند، اما در مرحله جدید افرادی اصرار به حرکت در خیابانها، ایجاد درگیری، راهبندان و حمله به مراکز دولتی و حتی مقرهای نظامی را داشتند و در مواردی از سلاح سرد و گرم هم برای ارعاب و خشونت استفاده کرده و شعارهای مطالبهگرانه بازاریان را به سمت شعارهای هنجارشکنانه و براندازانه منحرف و اعتراضات اولیه را تبدیل به اغتشاش و آشوب کردند.
در ادامه برخلاف اینکه هستههای اولیه اعتراضات بازاریان عمدتاً به تهران محدود شده بود، آشوب به شهرهای کوچکتر و آن هم به مناطق قومیتی کشانده شد و جهتگیری اصلی آن نیز به سمت درگیری، خشونت و حتی کشتهسازی بود که از نوعی برنامهریزی و سازماندهی حکایت میکرد، اما با برخورد حرفههای نیروهای مدافع امنیت از یکسو و بیاعتنایی مردم و جدا شدن معترضان اقتصادی از آشوبگران روند اغتشاشات گسترده و شدت مطلوب طراحان خط آشوب و شورش داخلی، یعنی امریکا و اسرائیل را پیدا نکرد. به علاوه نیروهای مدافع امنیت با جدایی صف معترضان از آشوبگران، مجال و امکان شناسایی و برخورد عناصر نفوذی، معاند و پادوی دشمن را یافته و به مهار و جمع کردن اوضاع پرداختند.
در واقع پروژه آشوب گسترده و خشن که طرح و ایده امریکا و اسرائیل جنایتکار بود در آستانه شکست و جمع شدن بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا در اقدامی مداخلهجویانه و با هدف تشویق آشوبگران به خشونت و توسعه آشوب، رسماً تهدید کرد که در صورت برخورد با آشوبگران، امریکا اقدام به حمله نظامی خواهد کرد.
رئیسجمهور مغرور امریکا که معمولاً به آداب دیپلماتیک بیاعتناست و حتی رعایت ظواهر و شأن جایگاه و مسئولیت خود را نیز نمیکند، با این حمایت صریح و علنی از آشوبگران، نه تنها ماهیت وابسته و یا فریب خورده عناصر آشوبطلب را برملا ساخت، بلکه نقشه کثیف امریکا را برای کشاندن کشور ایران به اغتشاش و آشوب داخلی لو داد که البته برخی اقدامات و مقدمات قبلی آنان، از وجود این طرح و نقشه حکایت میکرد. اقداماتی چون:
۱- تشدید فشارهای اقتصادی و فریب دادن به آثار آن با جنگ روانی برای عاصیسازی مردم
۲- تلاش برای جایگزینی یک حمایتگر و رأس داخلی به جای عناصر سوخته قبلی
۳- سازماندهی و تجهیز گروهکهای معاند و تجزیهطلب قومیتگرا در شمالغرب و جنوبشرق
۴- سوق دادن تمامی گروههای برانداز به استفاده از شیوههای مسلحانه و تشدید خشونت برای ورود به اغتشاشات و آشوب داخلی.
امریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی، آشوب داخلی را پنجره و رخنه ورود نظامی خود برای براندازی در ایران تصور میکنند و انسجام و وحدت داخلی را یکی از مؤلفههای اصلی اقتدار ایران اسلامی میدانند.
از اینرو این دو کشور برای جبران شکست سنگین و بیآبرویی بزرگشان در جنگ مستقیم نظامی و همچنین وحشت از آمادگیهای نظامی ایران برای واکنش مقتدرانه و پاسخ قاطع و کوبنده به هرگونه حمله احتمالی و حتی انجام عملیات پیشدستانه اغتشاش و آشوب داخلی در ایران را فرصتی برای فرسایش اقتدار و زمینهای برای سرگرمسازی نیروهای مدافع امنیت به حساب آورده و آن را کمهزینهترین امکان و ابزار انتقامگیری از ایران اسلامی میدانند.
از اینرو، ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار با این اظهارات و دخالتها به دنبال حفظ و توسعه آشوب و تشدید خشونت و ویرانی داخلی در کشورمان هستند و از آنجا که با حمله نظامی به مراکز هستهای و نظامی ایران نتوانستند به اهداف پلیدشان که تجزیه ایران بود، برسند، این بار با رئیسجمهور امریکا میخواهند از عناصر خائن یا فریبخورده داخلی برای جنگی داخلی استفاده و همان فرمول لیبی و سوریه را در ایران پیاده کنند. اما به نظر میرسد ترامپ و نتانیاهو به تکرار اشتباه و محاسبه در مورد ایران و ایرانیان عادت کرده و با غفلت از هویت دشمنستیز و غیرت ملی و عزت دینی ملت بزرگ دینی، باز هم به دنبال آزمون همان شیوههای خطایی برآمدهاند که پیش از این از جمله در جنگ ۱۲ روزه قبلی برایشان نتیجهای جز شکست و روسیاهی نداشته است.
حمایت ترامپ را شاید عده اندکی خودفروخته و مزدور تحمل کنند، اما اکثریت قاطع ایرانیان آن را نه تنها مداخلهای وقیحانه، بلکه توهینی احمقانه تلقی میکنند و برای دفع آن با تمام غیرت و غرورشان به مقاومت برمیخیزند.